X
تبلیغات
مشق توحید - جواد ارباب
جمعی از اعضای کانون فرهنگی هنری توحید مسجد فاطمه زهرا(سلام الله علیها) قزوین

    بسم الله الرحمن الرحیم

    "مشکلی به نام قناعت در قناعت"

    قناعت و قناعت‌پيشگي، از آموزه‌هاي اخلاقي، و از اصول خنثي‌کننده انگيزه‌هاي فسادزا در حوزة اقتصاد محسوب مي‌شود؛ علاوه بر آن مواردي چون زهدِ صحيح، بسنده کردن به حد کفاف و رفع حداقلي نيازها، عدم دلبستگي به دارايي­ها، اعتباري شمردن داشته­هاي دنيوي و نگاه حقيقي به وجهة ابزاري نعمت­ها و کالاهاي مادي، کوتاهي آرزوها و قدرداني از اوضاع موجود، همگي عواملي هستند که علاوه بر آثار مثبت، در نفي فساد براي دست‌يابي به عامل حياتي قناعت ضروري محسوب مي‌شوند. بررسي حيات بزرگان دين و کاميابان سلوک حقيقي نيز از اهتمام جدي آنان بر اين امور گواهي دارد.

    عدم رضايت به وضع موجود و زياده‌خواهي‌ها بدون توجه به قوانين و رعايت حقوق ديگران را مي‌توان تا حد زيادي با ترويج قناعت پيشه‌گي کاهش داد. جلوگيري از هدر رفتن منابع موجود و برخورد با نياز‌هاي کاذب از کارکردهاي اصلي قناعت هستند که سلامت اقتصادي را در حوزه‌هاي فردي و اجتماعي به دنبال دارد. در کلام اميرالمؤمنين علي عليه السلام اين تأکيدات به خوبي قابل مشاهده است که فرمودند: «مَنْ‏ تَجَلْبَبَ‏ الصَّبْرَ وَ الْقَنَاعَةَ عَزَّ وَ نَبُلَ»[1]، «ثَمَرَةُ الْقَنَاعَةِ الْعِز[2]». عزت نفس و عدم رغبت به آنچه که بيش از نياز بوده و اساساً در حوزة مالکيت و اختيار انسان‌ها نيست موجب مي‌شود تا فرد قناعت پيشه از آستانة مقاومت بيشتري در زمينه‌هاي فساد اقتصادي برخوردار باشد؛ چرا که حضرت فرمودند: «مَنْ‏ كَرُمَتْ‏ عَلَيْهِ‏ نَفْسُهُ‏ لَمْ يُهِنْهَا بِالْمَعْصِيَة[3]»، «مَنْ‏ كَرُمَتْ‏ عَلَيْهِ‏ نَفْسُهُ‏ هَانَتْ عَلَيْهِ شَهْوَتُه[4]».

    عامل بي‌نيازي از زوائد و ايجاد روحية مناعت طبع در انسان‌ها نيز ثمرة مهم و قابل توجهي است که فضاي

    ادامه متن را در قسمت ادامه مطلب بخوانید. 

     جواد ارباب


برچسب‌ها: حرص و طمع, سلامت اقصادی, فساد اقصادی, قناعت, جواد ارباب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1391ساعت 17:6  توسط مشق توحید  | 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

«عرض ادب»

توهین­ها و گستاخی­های اخیر، به ساحت مقدس حضرت ختم الرسل، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم، جلوة دیگری از برخوردهای خالی از منطق و نشانی از عجزی بنیادین در برابر فرامین حیاتبخش اسلام است که همان رفتارهای مفتضح عرب جاهلی در صدر اسلام را تداعی می کند. نظم زیر مدحی است از شاعر پارسی گوی نظامی گنجوی؛ باشد تا تجلیل از آن حضرت مرحمی بر زخم­های حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف گردد.أللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

«ای کار مرا تمامی از تو»

اى دولتى!آن شبى كه چون روز گشت از قدم تو،عالم افروز

پرگار به خاك،دركشيدى جدول به سپهر،بركشيدى‏

برقى كه بُراق بود نامش رفق روش تو،كرد رامش‏

جبريل،ز همرهيت مانده اللّه معك،ز دور خوانده‏

رفرف كه شده رفيق راهت برده به سرير سدره گاهت‏

سُبّوح زنان عرشْ پايه از نور تو كرد عرش،سايه‏

از حجله عرش برپريدى هفتاد حجاب را دريدى‏

تنها شدى از گرانى رخت هم تاج گذاشتى و،هم تخت‏

بازار جهت،به هم شكستى از زحمت تحت و فوق،رستى‏

خرگاه،برون زدى ز كونين در خيمه خاص قاب قوسين‏

هم،حضرت ذو الجلال ديدى هم،سرِّ كلام حقّ شنيدى‏

از قربت حضرت الهى باز آمدى آن چنان كه خواهى‏

گلزار،شكفته از جبينت توقيع كرم در آستينت‏

آورده برات رستگاران از بهر چو ما گناهكاران‏

ما را چه محل كه چون تو شاهى در سايه خود دهد پناهى‏

ز آنجا كه تو،روشنْ آفتابى بر ما نه شگفت اگر بتابى‏

از سرعت آسمان خرامى سرّى بگشاى بر(نظامى(

اى كار مرا،تمامى از تو نيروى دل(نظامى)از تو

زين دل،به دعا قناعتى كن وَز بهر خدا،شفاعتى كن‏

تا پرده ما،فرو گذارند وين پرده كه هست،بر ندارند.

جواد ارباب


برچسب‌ها: نظامی گنجوی, گستاخی­های اخیر, ختم الرسل, محمد مصطفی, جواد ارباب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1391ساعت 20:13  توسط مشق توحید  | 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

وابستگی و ارتباط تنگاتنگ رفتارهای اقتصادی و سمت و سوی معاملات با نیازهایی که برخاسته از دیدگاه ها و نوع نگرش انسان به برداشت آنها از مفاهیم اقتصادی، بر کسی پوشیده نیست. تنوع دیدگاه ها و عکس العمل های موجود در یک اجتماع از بعد اقتصادی را باید در کیفیت درک آنان از مفاهیمی چون رزق، روزی، رابطة تلاش و درآمد، چگونگی رقابت در عرصة اقتصادی، غایت فعالیت اقتصادی، رابطة کار و سرمایه و سود، رفتار بهینة فرد اقتصادی، شرایط و مقدمات لازم برای معاملات، کیفیت برخورد طرفین معاملات با یکدیگر، آشنایی کافی با عقود و لوازم آن ها، عوامل ایجاد فقر و ثروت، رابطة امور معنوی با مادی و بسیاری از مفاهیم اساسی دیگر جستجو کرد.

انسان ها در فعالیت های اقتصادی خرد و کلان خود، در هر یک از سه بخش دولتی، خصوصی و خصوصی_دولتی، همواره به دنبال حد اکثر کردن مطلوبیت های خود هستند و این مطلوبیت ها شکل نمی گیرند مگر با توجه به دیدگاه های آنان به مفاهیم اقتصادی فوق که گاه با موارد فرهنگی و اجتماعی و البته عقیدتی اجین شده اند.

یکی از اهداف اقتصادی در اسلام با ارائة تعاریف خاص و منحصر به فر خود از هر یک مفاهیم تلاش دارد تا انسان ها مفاهیم اقتصادی را برپایة آموزه های توحیدی و به دور از حواشی و جوسازی های پوشالی فرابگیرند تا برپایة مفهوم صحیح آنها دست به فعالیت های اقتصادی بزنند. از نظر اسلام برای دست یابی به سلامت اقتصادی، نوع نگرش به فعالیت های اقتصادی، اهمیت فوق العاده ای دارد و این فعالیت ها باید در مسیر رشد و تعالی انسان در کسب کمالات انسانی قرار بگیرند. بسیاری از مفاهیم مذکور، حتی در ادبیات اقتصاد متداول وجود ندارند و مابقی نیز نوعاً از تفاوت مفهومی بنیادین برخوردارند.

با تبیین و ترویج صحیح مفاهیم اقتصادی اسلام، مسیر دست یابی به سلامت اقتصادی کوتاه تر از همیشه خواهد بود و در صورت اجرای این اصل نظری است که مراحل متعدد نفی فساد، مبارزه و تلاش برای تعالی امکان پذیر خواهد بود.

تبیین و ترویج مفاهیم اقتصادی مورد اهتمام قرآن کریم و اهل بیت علیهم السلام بوده است و تلاش کرده اند تا با تعریف و تعیین جایگاه واقعی آنها، ار بسیاری از آسیب ها جلوگیری کنند. برای مثال در قرآن کریم بارها این نکته گوشزد شده است که رزق از جانب خداست و انسان ها حق ندارند نگاهی استقلالی بدان داشته باشند تا متعاقب این نگاه آن را آنطوری که خلاف احکام اسلامی است، کسب، سرمایه گذاری، هزینه و یا انباشته کنند. در واقع رابطة تبیین و ترویج صحیح مفاهیم اقتصادی از منظر اسلام یک گام پیشگیرانه و البته حیاتی در جهت نیل به سلامت اقتصادی محسوب می شود.

 

جواد ارباب


برچسب‌ها: مشق, جواد ارباب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 22:2  توسط مشق توحید  | 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

زلال قدس«4»

متن زیر برخی از نکاتی است که امام جماعت پیر و دوست داشتنی مسجد در طی سال ها بیان کرده اند؛ البته درک لحن و کلام ایشان برای بچه ای مسجد بیشتر قابل درک و البته خاطره انگیز و تذکار دهنده است:

*ما از دعا خواندن فقط ثوابش را گرفته ایم؛ قرآن بخون برای ثواب، دعا بخوانیم ثواب ببریم. هی بگو: وارزقنی مواساة من قترت علیه من رزقک. آخر مواسات می دانی چی هست؟ مواساة آن است که هر چی که من دارم اون فقیر هم داشته باشد، از آن بالاتر ایثار است؛ اون دیگر اصلا مال ما ها نیست که خودمون نداشته باشیم و به دیگران بدهیم. فقط دعا را بخوان ثوابش را ببر!؟

* این کتاب ها را از این زندان ها نجات بده{قفسه کتاب}، یه قدری آن را ورق بزن مطالعه کن. شما را به خدا توی این پارک ها یه جایی هست تو بری یک ساعت بنشینی مطالعه کنی؟ یا جای هوسرانی است؟

*رساله تنها گاهی کافی نیست. باید بعضی جاها را با آخوند خوب صاف کنی. کدام رساله برای تو خوب واضح قیام متصل به رکوع را نوشته است؟ آخر تو باید بدانی اکمال سجدتین به چیه؟ بیا این روزها، این شب ها، مسأله را یاد بگیر. جاهل نمان.

*تو خیال می کنی تو مسجد آقاکبیر نماز جماعت می خوانی دیگر تمام است؟ تو اگر راست می گی صبح کجایی؟ چرا صبح ها هفت هشت نفر بیشتر نمیان؟

*اینقدر به این بچه ها تندی نکن آخر تو هم یه روزی بچه بودی. بچه را بنشان نماز را یاد بده.

*ای برادر حساب خرجت را از خانمت جدا کن. ببین چه گفتم؟! اگر او دخلی دارد، حقوق دارد، تو محتاج اون نشو؛ اما مسأله را به او یاد بده. بگو خمسش را بدهد.

جواد ارباب


برچسب‌ها: زلال قدس, حاج آقا قدس, جواد ارباب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 22:6  توسط مشق توحید  | 
 

 بسم الله الرحمن الرحیم

«برداشتی از مقالة دوم کتاب اصول فلسفه و روش رئالسیم»

 فلسفه و سفسطه

   همة انسان ها با جهان خارج از خود کم و بیش در ارتباطند. خواه ناخواه از پیرامونشان اثر می پذیریند و بر آن تأثیر می گذارند؛ تلاش می کنند تا رازها را کشف کنند، مشکلات را حل کنند و... . در این میان حقایقی را می یابیم که همه بر وجودشان اتفاق نظر دارند. اگر بخواهیم به ابتدایی ترین آن اشاره کنیم، اقرار می کنیم که «واقعیتی وجود دارد» چرا که اگر نبود، این همه تلاش بشری در جستجوی موضوعات مختلف صورت نمی گرفت.

   حدود قرن پنجم قبل از میلاد، با ظهور آراء ضد و نقیض فلسفی در یونان و وجود انگیزه های مادی، عده ای فرصت طلب، در قبال رشوه، در دادگاه ها و محاکم حقوقی، به حمایت مجرمین برخاستند  و این موضوع منجر به ترویج عقیده ای شد که در ضمن آن تلاش می شد تا در جامعه القا نماید که حق و باطل اصالتاً معیاری ندارد و هرآنچه که انسان حق بداند، حق و اگر باطل بداند، باطل است و حتی در آن واحد یک مسأله ممکن است حق و هم باطل باشد. این مسلک سوفیسم نام گرفت. عده ای از آنان پا را فراتر نهاده و وجود هر گونه واقعیتی را نفی کردند[1]. البته دقت در این نکته که انسان ها همگی از اشتراکات بسیاری (مانند عکس العمل دفاعی در مواقع خطر، تمایل به استراحت در هنگام خستگی و ...) بر خوردارند، وجود ادراکات مشترک و اراده را حتی در شکاک ترین و منکرترین افراد غیر قابل انکار می کرد. ولی این افراد برای رسیدن به اغراض خود و فرار از حقیقت ناچار به این انکار بودند. با این وجود شکاکین تلاش می کنند تا همه چیز_حتی وجود خودشان _را هم مورد تردید و انکار قرار دهند. نتیجة این سخن آن خواهد بود که انگار در عالم هستی، هیچ اصل و قاعده ای وجود ندارد و همه چیز را می توان به اصطلاح دیمی دانست. برکسی پوشیده نیست که این افراد خود بخود حتی زمانی که سعی دارند همه چیز را زیر سؤال ببرند، مفاهیم اولیة بسیاری را تصدیق کرده اند. برای مثال او نمی تواند انکار کند که این خود اوست که دارد چیزی را نفی می کند و دیگرانی وجود دارند که افکار خود را با آنان مطرح می سازد و... .

با این مقدمه سوفستاییگری، با حفظ مبنا، دراشکال و ظواهر جدیدی گسترش یافت؛ برخی از شکاکین به اشتباه انتظار دارند هنگامی که چیزی را درک می کنند، واقعیت خود آن را بیابند؛ غافل آنکه، آن چیزی که در نزد ما حاضر می شود، علمی است که از خود آن چیز حکایت می کند و نه واقعیت معلوم و البته رسیدن به خود آن چیز امری خارج از انتظار است. برخی نیز وجود خطا و لغزش را وسیله ای برای خط بطلان کشیدن به همة واقعیت ها دانسته اند، اما همانطور که بیان شد، برای ابطال نظرات شکاکین و سوفسطاییان، صرف پذیرش واقعیت کافی و البته اجتناب ناپذیر است.  عده ای نیز پا را فراتر نهاده و فکر و ادراک را هم "مادی محض" دانسته اند.

   زیر بنای اعتقادی مادی گرایان، از سه اصل اساسی نشأت می گیرد که :1- در جهان چیزی جز ماده نیست و اگر وجودی هست، آن وجود، حتماً مادی است. 2- ماده ذاتاً در حال تغییر و تحول است.3- همة اجزاء ماده بر همدیگر تأثیر گذارند. اندک دقت، برای اهل فکر روشن می سازد که معنی این سه اصل آن خواهد بود که دیگر هیچ علم، قاعده و قانونی را نمی توان دارای اعتبار و ارزش علمی دانست چرا که وقتی همه چیز مادی شد و طبعا ماده هم دائم در حال تغییر، و از طرفی ذرات ماده از یکدیگر متأثر باشد، آنگاه هر تجربه، قضیه علمی و یا فرضیه ای فقط در همان شرایط خاصی که تجربه شده، قابل اعتنا و معتبر خواهد بود. با تغییر شرایط مکانی و به اصطلاح زمانی و نیز تأثیرات لحظه به لحظه ی ذرات ماده، دیگر گزاره ای قابل تکرار و کلی نخواهد بود و به این ترتیب همة گزاره ها جزئیند. به اضافه اینکه با  تغییر شرایط، مفهومی به نام دوام بی معنا شده و شما نمی توانید نتیجه بررسی یک پدیده را بر لحظه ای دیگر (و لو اندک) تسری ببخشید. روشن است که با قبول این اصول دیگر نمی توان هیچ قضیه ای را مطلقاً صادق انگاشت و همه چیز فقط به درد شرایط و لحظات خاص خودشان می خورند. فراموش نکنیم همه این مشکلات درست از لحظه ای آغاز شد که فکر مادی تصور شد؛ در این صورت فکر یعنی حاصل فعل و انفعالات مغز (یعنی تکه ای گوشت درون جمجمه) با امر خارجی. اما نتیجة این پندار آن است که ما سه چیز داریم:1- مغز2-شیء خارجی 3- حاصل فعل و انفعالات مغز؛ و اگر نگاهی به سه اصل مادی گرایان بیندازیم، به ناچار باید بگوییم که حاصل عملیات مغز (شماره 3) به هیچ وجه مطابقتی با شیء خارجی ندارد  و ما هیچ گاه نمی توانیم ادعا کنیم که به واقع رسیده ایم که البته خود این نظریه (فکر حاصل فعل و انفالات مغز است)را نیز نمی توان از قاعدة عدم واقع نمایی فکر استثنا کرد. دیگر حتی نمی توان حکم به باطل و یا درست بودن عقیدة مادیگرایان کرد؛ برای نمونه اگر مادیگرایان بخواهند اطلاق گزاره ها را نفی وآنها را نسبی بدانند، به ناچار باید خود این نفی اطلاق را نیز نسبی بدانند و در این صورت نفی نسبی اطلاق، کاری را برای آنها از پیش نخواهد برد. ضمن اینکه مفهوم نسبی وقتی معنا پیدا می کند که مطلقی قابل تصور باشد.

   با توضیحات فوق بعید می رسد انسانی در جهان یافت شود که با وجود اراده، انجام رفتارها، عکس العمل ها و اتکای همه این فعالیت هایش به علم و ادراک خود، واقعا نفی حقیقت نماید و غالب افرادی که به این افکار گرفتارند، یا در میان انبوه اندیشه ها و آراء دانشمندان سرگردانند و پس از دیدن خطاها، نفی هرگونه حقیقت را راحت ترین راه یافته اند و یا مغرضانه و برای فرار از عواقب پذیرش وجود حقیقت و رسیدن به بی بند و باری ها این مسلک را برگزیده اند. واضح است که روش برخورد صحیح با هر یک از این دو متفاوت و بر اساس عقاید ایشان است.

«و الحمدلله رب العالمین»

جواد ارباب

------------------------------------------------------------- [1]- منظور ما از «ایده آلیسم»، عقیده ای است که برای تصورات ذهنی اصالت قائل است و مطابق با آن جهان خارج از ذهن را انکار می کند. و مفهوم «رئالیسم» نیز به معنای اصالت داشتن واقعیت و در مقابل ایده آلیسم است. 


برچسب‌ها: سفسطه, سوفیسم, ایده آلیسم, رئالیسم, جواد ارباب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 17:7  توسط مشق توحید  | 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

متن زیر برخی از نکاتی است که امام جماعت پیر و دوست داشتنی مسجد در طی سال ها بیان کرده اند؛ البته درک لحن و کلام ایشان برای بچه ای مسجد بیشتر قابل درک و البته خاطره انگیز و تذکار دهنده است:

* ای برادر بیا جهنم نرو؛ من خواهش می کنم بیا برو بهشت، بیا تو هم شهید بابایی بشو! چی گفتم؟! ....

*خدایا همه خوبی ها را به ما بده؛ نه از هزار تا 40 تا، 60 تا! برادر همه خوبی ها را جمع کن.

*برادر مثال دوچرخه چطوره؟ بلدی یا باید تمرین کنی؟ احکام شرعم دِ همونه برادر! بیا از آخوند یاد بگیر.

*ای قربانت روح الله (گریه...) خدا رحمت کند خمینی را. خدایا از عمر من بکاه و بر عمر رهبر افزا. بنده فکر می کنم مسجدی که تکبیر نگوید امام جماعت عرضه ندارد.

*برادر این ریش ها را نتراش آخر امیر المومنین(علیه السلام) مثل تو ریش می تراشید؟ آهان؟

* برادر خواهش می کنم این دعا را بخوان؛ چقَدَر عالیه چقدر خوبه: خدایا ما را به وظایفمان آشنا و در انجامش یاری فرما!

«پیر آشنا»


برچسب‌ها: زلال قدس, حاج آقا قدس, جواد ارباب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 0:48  توسط مشق توحید  | 

     

    بسم الله الرحمن الرحیم

    متن زیر خلاصه ای از مقالة اول کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم اثر علامه طباطبایی با توضیحات شهید مطهری رحمة الله علیهما است.

    جواد ارباب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 13:6  توسط مشق توحید  | 

بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم

«...وَ ضَاعَ‏ الْمُلِمُّونَ‏ إِلَّا بِكَ، وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلَّا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَك‏....»

   در مطلب «مشق 3»، خواندیم که امام صادق علیه السلام به ما یاد دادند که اگر خواسته هایمان را به درگاهی غیر از خدای سبحان ببریم، باخته ایم و به ایمان و عقل و دارایی های خود خسارت زده ایم.

   اما ظاهرا رو انداختن به غیر خدا، مسأله ای نیست که به این زودی آثار سوءش از بین برود. امام می فرمایند هر که گِرد غیر خدا جمع شد و در درگاه غیر خدا تجمع کرد، ضایع و تباه می شود(ضَاعَ: تباه شد، ضایع شد‏* الْمُلِمُّونَ‏: جمع مُلم به معنی جمع شوندگان). آری اگر مبنای فرد، جامعه، تشکیلات، گروه و...  براساس محوری غیر از خدای بی نیاز باشد، محکوم به شکست و تباهی است و نشانه های ضایع شدن آن دیر یا زود بروز خواهد کرد. حال اگر باز هم گمراهی ادامه یافت، و به غلط تصور شد که کشت و کار و رشد سرمایه ها از مسیرهای غیر إلهی است تنها چیزی که برداشت می شود، خشکسالی است؛ دانه را کاشته ایم، سرمایه را داده ایم، اما دریغ از آبی که دانه ها را مرطوب کند و سرمایه ها را رشد دهد. صحیح تر آنکه از همان لحظه ای که کار غیر الهی شد، باخت، خسران، تباهی و از بین رفتن محصول، حاصل تلاش های ماست. ( أَجْدَبَ:باران نيامد و زمين خشك شد)(فرهنگ ابجدي)*(منتجعون: کسانی که طلب محصول می کنند).

آری دوای دردها و سرسبزی کشتزار جان ما در خواستن، جستن و طلب کردن فضل خداست( إِلَّا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَك).

خدایا به فضلت ما را فقط به فضل خودت امیدوار ساز و در طلب فضلت یاری فرما که ما هیچ نداریم مگر فضل تو! ای أرحم الراحمین

(سلامتی همة سربازان اسلام خصوصا سید علی اصغر خودمان صلوات)

جواد ارباب


برچسب‌ها: مشق, جواد ارباب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 12:35  توسط مشق توحید  | 

 بسم الله الرحمن الرحیم

«متنی که می خونید گوشه هایی از سخنان و نکته های ناب امام جماعت پیر مسجد آقا کبیره»

*ای برادر! حیف است جاهل بمانی. می خواد استاد دانشگاه باشد دکترای ریاضی باشد هر کی می خواد باشد، باشد؛ اگر مسأله بلد نیستی جاهلی دِ برادر! میل داری قبول کن، میل داری نکن.

*برادر! این زن و بچِئَک را جمع کن مسأله را یاد بده دِ برادر. آخر بعد یک عمر زندگیT قرائت نماز زن و بچه ات باید غلط باشد؟

*بنده این همه نماز خواندم، روزه گرفتم و... به هیچ کدامش از خودم راضی نیستم. اما از یکی خیلی راضیم، سیگاری بودم ترک کردم.

*برادر! تو خیال می کنی با این کارها تو باید بهشت بری؟آهان؟ زیر کولر عالی یا جای گرم و نرم، تکیه دادی، خیال می کنی چه شده ای! باد به دماغ  می اندازی که منم منم بزبزه ها؟تو خیال می کنی!

* هوای نفس را توی کار نیار این بلند گو را به بچه یاد نده هوا را توی کار نیار. اون از اول هوسرانی را یاد می گیرد.

*ای برادر مخلص خدا باش، چاکر خدا باش، بیخودی به دیگری نگو من مخلص شمام من چاکر شمام ...

*اگر تو این رساله را عمل کردی، اون وقت تو مردی.

«پیر آشنا»

گردآورنده : جواد ارباب


برچسب‌ها: زلال قدس, حاج آقا قدس, جواد ارباب
+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 21:16  توسط مشق توحید  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

متنی که می خونید گوشه هایی از سخنان و نکته های ناب امام جماعت پیر مسجد آقا کبیره، که هر کدوم یادآور خاطرات به یاد موندنی برای تک تک نمازگزاران است. ذکر این مطالب هم از باب التفات به نکات زیباییه که ایشون اشاره کرده و می کنن و هم از جهت یادآوری دیونیه که تمام بر و بچه های  مسجد به ایشون دارن :

* این حرف حرفِ خوبیه! من ندیدم غیر از آقای بهجت از مراجع، این را بگوید «ای کاش همه یک دور صرف و نحو را یاد می گرفتند». اگر تو این صرف را درست کردی پس تو مَردی.

*ای برادر! این شعار را بعد از نماز محکم بگو! رهبر را دعا کن! عجب کاری است، اگر بد بود گناهش مال من؛ اگر خوب بود مال خودت.

*برادر باید زحمت بکشی، خون دل بخوری؛ سی سال از پای کتاب بلند نشدم اگر به مساله جاهلی بیا بپرس! اگر از من هم نمی پرسی از آقایان دیگر بپرس! رساله را بر دار برو بهشت.

 *ای برادر! این نافله های ما را کی باید بخواند؟! برای دایی جان، مامان بزرگ، عمه جان ... هر که در قید حیات نیست نماز قضا بخوان ضرر ندارد نماز آیات بخوان....

* این قدر بین دو نماز حرف دنیا را نزن. صلوات بفرست، نافله بخوان، این نافله های ما را کی باید بخواند؟ آیة الکرسی بخوان، غفیله را بخوان...

*ای برادر از این خواهرها یاد بگیر. خیلی از آنها مسأله را روان کرده اند از هر ده تا، یکی از شماها مساله بلد نیستید.

*خدا حفظ کند چقدر عالیه! همان جور که قرآن می خوانی، سینه می زنی حسین حسین می کنی، این احکام شرع را هم روان کن.

*ای خدا نیامرزد رضا قلدر را. شما اکثر ندیده بودید الآن تو نازِ نعمتید اون وقت این خبرها نبود برادر؛ دانشگاه نبود، آخوند نبود، کسی جرأت نداشت از اسلام حرف بزند؛ شما ها ندیدید، خدا نیارد اون دوران را، بنده فکر می کنم ده هزار بیشتر کشت.

*برادر این شعر را با آب طلا باید بنویسی یاد بگیر، این شعر را حفظ کن:

چه خوشست گر محک تجربه آید به میان     که سیه روی بود هر که در او غش باشد.

*تو خیال می کنی! پدر ما را در میارند تو گمون کردی بهشت رفتن به این آسانیه؟

 «پیر آشنا»

گردآورنده : جواد ارباب


برچسب‌ها: زلال قدس, حاج آقا قدس, جواد ارباب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 0:11  توسط مشق توحید  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا أباعبدالله

«خَابَ‏ الْوَافِدُونَ‏ عَلَى غَيْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلَّا لَك‏...»

  فراز فوق قسمتی از دعاهای روزانه ماه رجب است. آنگونه که بزرگان گفته اند و می گویند، دارای فرازهایی بلند، زندگی بخش و هدف ساز است و توجه به آن انسان را از سردرگمی نجات داده و پرده های غفلت را از چشمان ظاهر و باطنش می زداید. حجة الاسلام و المسلمین قرائتی نقل می کردند که شهید مطهری رحمة الله علیه به ایشان سفارش کردند که گر چه این دعا مختص ماه رجب است، ولی تو آن را هر روز بخوان.

 آنچه هدف این نوشته است، تفسیر آن معانی بلند نیست، (چرا که این کار از حد و اندازة نگارنده بسیار فرا تر است) بلکه هدف آشنایی و انس بیشتر با این دعای شریف است.این دعا از امام صادق علیه السلام در کتبی چون مفاتیح الجنان(اعمال ماه رجب)، اقبال الاعمال(ج3، ص209) و بحارالأنوار(ج95،ص389) آمده است.

کلمة «خابَ» جایی بکار برده می شود که فرد، به آنچه که می خواهد، نمی رسد(ریاض السالکین، ج6،ص219) و «وافدون» هم جمع کلمه وافد و به معنی کسی است که از درب جایی وارد می شود. به عبارت امروزی، «خاب» یعنی "باخت" و «وافد» هم به معنای کسی است که برای کاری به جایی وارد می شود و البته برخی آن را به معنای مهمان هم بیان کرده اند.

   معنی «خسر» نیز همان زیان دیدن در فارسی است که به انواع و اقسام عیوب و کاستی ها، شکست ها، گمراهی ها و هلاکت های ناشی از عمل ناپسند گفته می شود(التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏3، ص: 54). می ماند معنی «متعرضون»، که از آن به چیزی را در منظر و دید دیگری گذاشتن تعبیر کرده اند(التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏8، ص: 92)

   با این حساب امام صادق علیه السلام اینگونه به خدای متعال عرضه می دارند که: هر کسی که بر غیر از "تو" وارد شد، بازنده است و هر که خواسته اش را به غیر تو نشان داد و نمایان ساخت، زیان کرد.

   جالب است بدانیم که امام سجاد علیه السلام نیز دعای 46 صحیفه سجادیه(دعای اعیاد فطر، قربان و جمعه) همین عبارت را بیان کرده اند و مرحوم سید علی خان کبیر در توضیح آن اشاره کرده اند که هر که در امورش به غیر خدای متعال رو انداخت، عقل و ایمان و ثوابش را ناقص کرده و به این سرمایه های مهم زیان رسانده است.

آری مگر خدای بی نیاز، چه کم دارد، و چه نمی دهد و از دادن چه چیزی به ما بخل می ورزد که ما احساس می کنیم باید به سراغ غیر برویم؟!

انشاءالله تعالی ادامه دارد.

به نظر شما  چرا آدمی با علم به تمام موارد فوق، باز هم به سراغ غیر می رود؟

{راستی برادر این دعا را بخوان این دعا خوبه: أللهم ارزقنی التجافی عن دار الغرور.... (تجافی را چی معنا می کنی؟)}

 جواد ارباب


برچسب‌ها: مشق, جواد ارباب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 0:5  توسط مشق توحید  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

يَا دَائِمَ‏ الْفَضْلِ‏ عَلَى الْبَرِيَّةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالْعَطِيَّةِ يَا صَاحِبَ الْمَوَاهِبِ السَّنِيَّةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ خَيْرِ الْوَرَى سَجِيَّةً وَ اغْفِرْ لَنَا يَا ذَا الْعُلَى فِي هَذِهِ الْعَشِيَّةِ.

وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ‏( نحل/ 126): (اى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم) صبر كن، و صبر تو فقط براى خدا و به توفيق خدا باشد! و: وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما أَصابَكَ‏ (لقمان/ 17): و بر آنچه (از آزار مردم) به تو مى‏رسد، صبر كن.

وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ(بقره/ 45): به صبر و خواندن نماز، يارى بجوييد.

وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ‏ (بقره/ 155)

سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ (رعد/ 24): سلام و درود بر شما باد كه صبر پيشه كرديد، تا عاقبت نيكو يافتيد.

امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: صبر مانند شتر رام و راهوارى است كه صاحب خود را بر زمين نمى‏زند(ارشاد القلوب: ج‏1 ص126)

حضرت امير عليه السّلام فرمود: صبر نسبت به ايمان چون سر است نسبت به بدن، و كسى كه سر ندارد، جان ندارد و نيز كسى كه صبر ندارد ايمان ندارد

حفص بن غياث گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: اى حفص هر كس صبر پيشه كند صبرش زود مى‏گذرد و آسايش پيدا مى‏كند، و هر كس بى‏تابى كند آن هم مدتش كم مى‏باشد، بعد از اين فرمود صبر را از دست نده و در همه كارهايت شكيبا باش خداوند متعال رسول خود صلى اللَّه عليه و آله را مبعوث كردند و او را به صبر امر كردند(ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار    ج‏2    118)

خدایا به ما صبر عنایت فرما

صبر صبر صبر

ارواح طیبه شهدا شاد

روح امام امت شاد

روح رفقای گذشته ذوی الحقوق شاد و به حرمة سورة المبارکة الفاتحة مع الصلوات

جواد ارباب


برچسب‌ها: مشق, جواد ارباب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 23:54  توسط مشق توحید  | 

خدایا گفتار خود را با یاد تو آغاز می کنم، و با تشکر از تو خواسته ام را عرضه می دارم، و در همة حالاتم برتو تکیه می کنم، و فقط تو آرزوی من هستی پس آرزوهای من را ناکام مکن.

خدایا به یاد تو پناه می جویم و چنگ می زنم، و به قدرت تو امان می جویم وبه قدرتت خود را متصل می کنم، و به نیروی تو پناه می آورم و یاری می خواهم، و به نور تو هدایت می شوم وازنورت بینش طلب می کنم، خدایی که دانشمندان در علم او حیرانند، و حکیمان در برابر حکمتش تسلیمند؛

 ای بهترین، ای خدای بی نظیر، با زبان سید الساجدین و امام العارفین مشقم را آغاز کردم، تا وسیله ای به درگاهت آورده باشم و نفس بی آبرویم را که همچو قطره ای کدر و آلوده است، در دریای زلال و به انتهایت پاک سازم، از تو می خواهم عنایتی بفرمایی و قلم زدم را جز در راهت، و آنچه محبوب توست قرار مدهی. به حق زین العابدین علیه السلام

جواد ارباب


برچسب‌ها: مشق, جواد ارباب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 15:31  توسط مشق توحید  |